۱۹ مطلب با موضوع «فری» ثبت شده است

بیان من دوست داشتم ولی مثل اینکه آخر راهمونه:/

یه جای جدید! میبی اساس کشی!*تا ته بخووونین*

داستان از این قراره که کلا مدتیه سیستم پیامکی بیان برای ثبت نام با مشکل مواجه شده و کاربر جدید یوخ!ارور ها و قاطی کردن های چند وقت ی بارشو بیاین نادیده بگیریم:/

اول اینکه تنکس از اریسول.و بعد اینکه،بلاگیکس دقیقا یه چیزیه مثل خوده بیان.امکاناتش فرق زیادی نداره چه بسا چیزهای جدید تری هم داره.
پنلش!من حس میکنم عاشقش شدم:(امکان ثبت نامش هم که خیلی راحته در ۲ثانیه با ایمیل میتونید اکانتتونو راه بندازید.خودتون برین با چشاتون ببینید...:/زود"-"
میبینین سر برچسب زرد خودتونو تیکه پاره میکنین؟تو پنلتون یه اتاق گفتگو مخصوص نویسنده ها هست:/گفتینو هم نمیخواین.سیستم خودش سامانه گفتگو داره.بچه مجههههزه😍
تازه اونجا خلوت تره..هنوز یه کم دست نخوردست.اگه خیلی فک میکنین بیان به گند کشیده شده*ک البته این نظرو ندارم* بیاین بریم اونجارم آتیش بزنیم😂همه ی بدبختیای کدای جاوا اسکریپت،یح!اونجا با یه باکس حله.خیلی خوبه دگ:|قضیه دنبال کردن هم اونجا برقراره.وبلاگ های بروز شدش هم ویوش مثل اکسپلور اینستاعه.کوول!هااااات!

من امتحانی چند وقت دارم میرم بلاگیکس
اگه واقعا خوشم اومد دیگه کلا مهاجرت اساسی میکنم اونور.شمام بیاین ی نگا بندازین پشیمون نمیشین.چون مث این میمونه ک از یه دوبلکس بری پنت هاوس😕همینقد تفاوت-___- کم کم باید غزل خداحافظی بخونم و تو بلاگیکس پاهامو رو هم بندازم و با امکاناتش ریلکس کنم یحح!

بزنین رو لینکا
سایت بلاگیکس
وب آریسول

  • نظرات [ ۹ ]
    • Barana
    • سه شنبه ۲۶ مرداد ۰۰

    فالــــــــــــو شن**

     سریییعا این لاولی هارو فالـوکنیـــــن😍

    MY WORLD-Yuna-

     

    Queen Music-Anita & Soondi-

     

    • Barana
    • دوشنبه ۱۸ مرداد ۰۰

    عادت های آخـر هفته+موضوع مهم!

    در باب عادت های آخر هفته
    نامه هایی به من

     

    سلام!چطوری؟
    امروز از اون جمعه های گرم تابستونیه.همونقدر گرم،همونقدر دوست داشتنی.احساسات این روز هام در دامنه های خوبی نوسان میکنن.نه که همه چیز مطلوب باشه.اما یک ماهی هست که به هیچ ناامیدی اجازه ندادم بیشتر از من تلاش کنه.یکم یکم پیش رفتن واقعا پوست آدمو میکنه.
    وقتی کوچیک تر بودیو یادته؟خیلی از لحظاتو!
    بزرگ تر که شدی چی؟خیلی بیشتر ازشو!
    میبینی چه زود گذشت؟حس نمیکنم زود بوده.الان اندازه همه این ۱۷ سال و نیم تجربه و خاطره دارم. ولی زندگی عادی رو کنار گذاشتم.پس عملا ۲ونیم!دو ونیم سال گذشته اندازه همه ۱۵تای قبلیش فوق العاده بوده.
    چجوری میگذره جدا شدن از فلسفه ها؟ناراحت کنندست که منطقه امن ذهنشون رو خدا میدونن.من به خودم شک ندارم.حالم بهتره پس قطعا مسیر درسته.
    به همه آدم هایی که بودن فک میکنم ،رخدادها و همه چیز، منقدم به قدم شدم،این!اگه اون دقیقه های خاص نبودن؛بازم میخواستی معمولی زندگی کنی.!!!!معمولی بمیری و تفاوت خلق نکنی.
    حالا که به آسمون نگاه میکنم،چشمامو میبندم،این لحظه،این شات،برای همیشه تو قلبم ذخیره میشه.حالا چه راحت تر با کوچک ترین چیز ها حس خوشبختی دارم.سراب رویاها توانایی غرق کردن هر کسیو داره،بیا خوشحال باشیم که غرق نشدیم.
    یادته خیلی با هم تکرار میکنیم،که عزیز دلشی؟بیا تا آخر عزیز دلش و مهمون وی آی پی این دنیاش بمونیم.سخت نیست،فقط هر رو یک قدم برای بهتر شدن.یادت باشه با عشق رفتار کنی،حتی وقتی هر چی میخوان میگن.تو هر شب به آرزو های قشنگت ادامه بده و شک نکن کسی تو گوشه ای از دنیا هست که مثل تو برای همه آرزوی خوب داشته باشه.یکی از همه،تویی.
    آخرش همه جاده ها  از تو شروع میشن.ابتدایی!.وقتی چیزی نبود.تو انتهایی وقتی نقطه همه چیز گذاشته میشه.و تویی!من خودمو از تو جدا و تورو از خودم دور نمیبینم.هممون یکی هستیم.با هم یا کنار هم.اینکه اینقدر میتونم تو باشم و ما باشیم و مَن،برام عجیب و خوشاینده.من،تو،ما همه یک روحیم.
    حالا بیا دوباره به آسمون نگاه کن...
    فقط آبی میبینم،قدرت پایان ناپذیر درونی که منم.چشمامو میبندم..و باز ازش تشکر میکنم که من رو،من کرد.
    نور من باش،من خودمو گم میکنم.تو اولین دوست من بودی و بعد منو با خودم دوست کردی.این نعمت بزرگی از طرف تو به من بود.


    ۸/مرداد/۱۴۰۰


    مهم:این یه فری استایله.ممکنه جمله به خودم گفته شه.یا توسط خودم.به خاطر همین ضمیرها تغییر ناگهانی دارن.اون چیزی که توی دفترم مینویسم رو بدون تغییر تایپ میکنم.این یه جور هم صحبتی با خودمه وعادت هر جمعه ی منه.

    سخنی با شما
     گایز..به خاطر برنامه هام مجبورم کم تر سراغ گوشی و وبلاگ بیام،نمیتونم هر هفته چند تا پست بذارم.تعامل پا برجاست البته*مجبور شدم بین محتوا و تعامل یکیو انتخاب کنم که انتخابم تعامل بود*
    وات..حتما از ۹ شب میتونم سر بزنم.پس خواستین شمارمو بگیرین.

    اسم کنکوری روم هست ولی دلیلم این نیست.ترافیک برنامه دارم و خوشبختانه کسی نیست که منو درک کنه.خیلی این میزان آنپاپیولر شدنِ ناگهانی جذابه!وضعیتم قابل توصیف نیست وقتی بالاخره حرفامو زدم.قبلا بهم گفته بود این اتفاقا میافته و قراره هر روز چه چرت و پرت هاییو بشنوم.وقتی نمیخوای درس بخونی از همه آپشنای و خدمات اضافه محروم میشی.وقتی راه متفاوتیو انتخاب کنی همشون ازت متنفر میشننن!!!!حتی اگه میشد منو خفه میکردن.اینجوریه اوضاع.لبخند آخر مال منه البته!

    ممکنه مجبور به کمرنگ تر شدن بشم.تازه از دست پستای طویلم راحت میشین.ولی به وباتون حتما سر میزنم و جای خاصی نمیرم**

  • نظرات [ ۸ ]
    • Barana
    • جمعه ۸ مرداد ۰۰

    عیدتون مبارک💙و میخوام عیدی بدم^^

    سلاااااااااااااام!چطورین؟

    عیدتون هپـی💙

    میخوام عیدی بدم بهتون اما خودتون بگید چی باشه،چرا که اینجانب واقعا نظر خاصی نداره🍉😍

    لطفا قابل انجام هم باشه چون دوست دارم حتما عملیش کنم

    سو،آدم به این کولی تاحالا دیده بود که بذاره عیدیتونو خودتون انتخاب کنین؟😎

     

  • نظرات [ ۶۶ ]
    • Barana
    • چهارشنبه ۶ مرداد ۰۰

    ماکارونی باراناپَز*برای اولین بار در تاریخِ زندگیم*😂

    امروز،یعنی ۱۴تیر۱۴۰۰رو لطفا در گینس زندگی من ثبت کنین.

    برای اولین بار تو تاریخ ۱۷سال زندگیم غذا پختم!اونم ماکارونی رژیمی.

     بگم که این شگفتانه رو زمانی انجام دادم که برقا رفته بود😕پختن ماکارونی با فلش گوشی واقعا کار سختیه!

    البته واسه فردا که دارم میرم باشگاه پختم. قرار هم نیست کسی جز خودم بخورتش😂یعنی اجازه نمیدم به ماکارونی کاملا سالم من که با روش های نوینی پخته شده لب بزنن😈

    حالا چگونه بپزیم؟(برای یه نفر )

    نصف لیوان نخود فرنگی.همین مقدار لوبیا سبز.و هویج.بپزیدشون.منظورم ابپز کردنه.

    بعد ابکش کنین.تو این فاصله ماکارونی رو تو اب جوش بریزید.همش بزنین.وقتی نرم شد ابکش کنید.نیازی به دم نیست.

    اون چیز میزارو هم ک قاطی کردین بعد ابکش کردن با یکم روغن و رب و ادویه هایی ک دوست دارین(نمک و فلفل بسه فک کنم😂 )قاطی پاتی کنین و یکم حرارت بدین با درجه کم.روغنتون از دانه های گیاهی باشه خیلی هلثی تره😇

    هیچی دیگه.الان شما یه ماکارونی باراناپَز دارید تماااااام😎

    لطفا تو ذوقم نزنین.واسه اولین بار یه چیزی پختم،درنتیجه منتظر تشویقاتون هستم😂😂😂(نگین که این غذارو تو ۷ سالگی پختین جای ۱۷سالگی-___-)

    نیمسپسمطکیککیوقنبجرجفممفپص

    پسنیکیکیکمسچسجقنبکزکبنبننیمی

    (به خاطر ذوقه.. 👻 )

     

  • نظرات [ ۴۶ ]
    • Barana
    • دوشنبه ۱۴ تیر ۰۰

    خداحافظیِ سی آر سون+شیفت دیلیت شدن آلمان توی ومبلی😑

    حالم خرابه...

    مثل اون هوادار تیم ملیِ پرتغال که امشب جلوی بلژیک از یورو حذف شد.

    و سیاه ترین نقطش اینه:

    یورو دیگه CR7 نداره

    و منم علاقه ای به دیدن یورو بدون رونالدو ندارم..

    فوتبال،باز نیاز بود بهم ثابت کنی که بیرحمی؟


    آلمان با یورو بای بای کرد...واو#-#

    من حتی فکرشو نمیییکررردم:/(امشب سیاه ترین شب زندگی مولِره،اون دروازه خالی رو گل نکرد😑 )

    خب،با انگلیس ادامه میدیم.یک هشتم چه قدر جذاب بود**پیش به سوی یک چهارم خفن تر(شده جام شگفتی ها**)

    *ومبلی چه قدر با هوادار قشنگ تره😇😍

  • نظرات [ ۳۳ ]
    • Barana
    • سه شنبه ۸ تیر ۰۰

    بالاخره امتحانام تموم شدن!بعد از ده ماه تلاشِ بی وقفه پیش به سوووی استراااحت😎😈

    بالااااااخره تموووووووم شدددددد!!!!ابای یاااازدههههههم!بای حسابان!فیزیییک!شیمیییی! بریییید گمممشیییید!!!دییییییگههههه تمووووم شد..عاخیش!

    بیاین بهم تبریک بگین😎😂

    ده ماهِ تمام کلی تلاش کردم و جزوه نوشتم:/

    میخوام تا ده سال به خاطرش ریلکس کنم😐😈

    یازدهم ریاضیِ ۱۵خرداد...

    برو گمشو!پوستمو کندی دیگ😑😂

     

  • نظرات [ ۲۵ ]
    • Barana
    • دوشنبه ۲۴ خرداد ۰۰

    این کمر در حال خم شدن زیر بار امتحانات است😂

    شوخی کردم.نیست!این فقط یه غر ساده بود. یکم امتحانام زیادن..میدونین؟!حالا فیزیک و شیمی که خیلی بیرحمی کردن.خیلی از درس های عمومیم هم همینطور.اما-خدا خیرش دهد-حسابان و آمارواحتمال و هندسه همشو از ترم دوم گرفت.ماچ ب لپش😂یازدهم چه قد حجم درساش زیاد بود و من حس نکرده بودم.-__-

    همشو تقلب کردیم.یعنی جمع میشیم چند نفری یه جا و امتحان میدیم.اینقدر از بقیه کمک میگرفتیم که اخر امتحان دایی دوستمو توی گروه تگ میکنیم و بابت کمکش تشکر میکنیم😌خیلی خوش میگذره.هنوز چهار تا امتحان دیگه دارم.از ۲۷اردیبهشت تا الان هر چییییی امتحان میدم تموم نمیشن! اخریش هندسه میباشد.😎😐(فکر حفظ کردنِ دوباره قضیه سینوسا و کسینوسا باعث میشه از الان رو ی برگه همشو بنویسم که دم دست باشن) هنوز تا ۲۵ام خرداد تشریف ندارم و محضِ شو هم که شده سرم توی کتابه.

    ۱۵خرداد شد و هدف هامو از نو وارسی کردم ک کدوما اچیو شدن و کدوما نه.کلییییییی تنبیه جذاب باید واسه خودم در نظر بگیرم.چون ب چند تا مهماش نرسیدم.میخوام موهامو بکنم.(پیشنهاد ندارین؟؟؟)

    دارن بهم میگن کلاس کنکور ثبت نام کنم.چون ب نظرشون.. (حرفای تکراری).قطعا بمیرمم همچین مصیبت عظمایی رو نمیخوااااام تحمل کنمممم.اوج بدبختی واسم اونجاست که بخوام تو یه رشته دانشگاهی تحصیل کنم.اون موقع یا میزنم تو کار قاچاق موادمخدر یا قاچاق انسان،بلکه بهم خوش بگذره.چون هیچ گزینه ی دانشگاهی،مطلقا،تواناییِ ارضایِ روحیاتِ منو نداره.تصمیم دارم تونستنمو جای دیگه ای خرج کنم.اون هم نَقققد!!!
    فعلا که دور،دور اوناست.اما وقتی تصورشون میکنم که تا چند ماه اینده چجوری جلوی نمایش اقتدارم قراره سکوت کنن پر از انرژی میشم.از خونه پرتمم کنن بیرون مهم نیست!اصلا مهم نیست!من واسه اونم اماده ام😉

    ببخشید که سر نمیزنم به وباتون.دلم واستون تنگ شده اما واقعا انرژی برام نمیذارن درسا. قول میدم بیام و اندازه تک تک روزایی ک نبودم سرتونو با پرحرفی درد بیارم.البته اگر مشتاق باشید.نباشید هم مهم نیست.من کارمو انجام میدم😋
    یادتون باشه دوستتون دارم و
    ساز دل تک تکتون کوک💙💜

  • نظرات [ ۱۱ ]
    • Barana
    • دوشنبه ۱۷ خرداد ۰۰

    To Happy

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Barana
    • پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ۰۰

    آیــا به این دَدی جذاب(تـرانـه) ایمان نمی اورید؟😂

    خـــاب!اومدم یک عدد ددی جدیدو معرفی کنم که از بیبی بودن به این درجه ارتقا یافتـــــه.

    این شمااااااا و اییییین ددی تـرانه جدیدِ مــــــــااااااا😝😍

    دیگه نمیشه بهش گفت فندق😂شماهم لطفا دیگه نگید اسمشو بزاره شاخ گوزن شمالی واسه یه ددی جاذاب خوبیت نداره این اسمـا😂

    +درحال یافتن یک عدد لقب مناسب به عنوان پسوند برای ددی هستیم.((ددی خشک و خالی ب چ درده؟))

    +پیشنهاد دارین بگین خوشحال میشیم😂

    ++ددیمونو اذیت نکنین😂

     

  • نظرات [ ۱۷ ]
    • Barana
    • جمعه ۱۷ ارديبهشت ۰۰

    البیداریون😂

    این شخص میخواد امروز طلوع خورشیدو ببینه

    بعد هنوز بیداره!

    پس گردنی نمیخواد عایا؟😂

  • نظرات [ ۵۳ ]
    • Barana
    • جمعه ۱۷ ارديبهشت ۰۰

    کار مفید الانم:لینک کردن وب هاتون😐😂

    الان باید بشینم یه کار بسی ضروری و مهم انجام بدم.اون چیه؟

    ((لـیـــنــک کــردن))

    چون خیلیا رو فالو کردم ولی نمیشناســـم(میخوام کم کم بشناسم)!خییلیارو اشنا شدم ولی الان وباشونو گم کردم!با خیلیا هم اشنا شدم اما متاسفانه وباشونو حذف کردن

     

    +خلاصه ک ی وب دیگه هم دارین بدین تا حتما لینک کنم.تا اگ چند روز نیومدین ادرسارو داشته باشم و بتونم ازتون خبر بگیرم**(اینقدم حذف نکنین وباتونو)

     

  • نظرات [ ۵۴ ]
    • Barana
    • پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۰۰

    ایسگا شدن به سبک شیمی:/

    هییییچ حسی،تکرار میکنم هیییییییچ حسی بدتر از این نیستکه امروز،زبون روزه،کل فصل سوم شیمی یازدهمو بخونی با کلی خستگی همه بنیان ها و نام گذاری استر ها و اسید های آلی و الکل ها و پیوند هاشونو تمرین کنی...همه جزوه هاتو کامل کنی

     

    بعد ساعت ۱۱ونیم شب دوستت بگه:

    راستی فردا امتحان نداریم...

    کودوم دیوار بهتره سرررررمو بکوبم توووش؟؟؟

  • نظرات [ ۲۱ ]
    • Barana
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۰۰

    طناااز😶

     طناز من دو روز نبودم وبتو بستی؟میدونم امتحانات سخت و زیادن.پس حسابی بخووون!زود برگرد و مواظب خودت بااااش توت فرررنگیم😙😍🍓 

  • نظرات [ ۶ ]
    • Barana
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۰۰

    ایم فیلینگ استرسد:|

    مای هارت:/...!!!!من چرا اینجوری شدم باز!!!#-#

    +خوداگاه:احمق چون میخوای فوتبال ببینی

    -من:اوک.بای.ولی چرا اینقدر زیاده؟؟؟

    +گوجو...!

    (دیوونه شدم رفت )

     

    پ.ن(۲:۴۳ بامداد ):اینقد منو حرص ندین!!!اینقد با شهود مسخرتون اینده رو پیش بینی نکنید..اینقدرررر هوادارو مزحکه نکنیییید!تا کی باید چوب اشتباهامونو بخوریم؟

    لطفا در حد اسمِ تیمَم بازی کنید.نه در حد خطایِ تایید اعتبار خودتون!

  • نظرات [ ۹ ]
    • Barana
    • چهارشنبه ۸ ارديبهشت ۰۰

    الان...!!!!

    میخوام امروز(امشب)تا پــاسی از بـآمداد بیدار بمونم...

    الان چند تا فایل امارواحتمال رو میبینم

    و باز به بیدار بودن ادامه میـدم!!!

  • نظرات [ ۲۹ ]
    • Barana
    • جمعه ۳ ارديبهشت ۰۰

    تا حالا شده"بدانـی،بدون انکه بدانی چگونه میدانی" ؟

         

    موقعیت،سرنخی فراهم کرده،این سرنخ باعث شده است به اطلاعاتی که در حافظه ذخیره شده دست یابد و این اطلاعات پاسخ را ارائه میدهند.شهود،چیزی بیشتر یا کمتر از شناخت نیست.

    هربرت سیمون

     این جمله قاطع،جادوی شهود رو تو تجارب روزمره حافظه کم تر میکنه.ما همیشه از داستان اتش نشانی که ناگهان تصمیم میگیره و از خانه ای فرار میکنه که چند لحظه بعد منفجر میشه،مبهوت میشیم.

    زیرا اتش نشان خطر رو به صورت شهودی تشخیص داده،((بدون آنکه بداند چگونه می داند.))

    به همین شکل هم نمیدونیم که چطوری وقتی وارد اتاقی میشیم تشخیص میدیم فردی که اونجا ایستاده دوست صمیمیمونه.

    درس اخلاقی گفته سیمون اینه که راز دانستن بدون انکه بدانیم،ویزگی خاص شهود نیست؛

    بلکه یکی از هنجار های زندگیِ ذهنیست.

  • نظرات [ ۷ ]
    • Barana
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۰۰

    اندر احوالات**

    سلااااام**
    هَوِریو؟(این سوال داستان دارد😂)
    با ارزوی سلامتی و مقبولیت طاعات و عبادات^^
    یه چند روزی بود بمب انگیزه احتیاج داشتم!تایمی میرسه که ممکنه بی انگیزه وخسته باشیم اما خب،همیشه خودمون توانایی اینو داریم که امواج انگیزه رو به کار بگیریم و دوباره شارژ شیم.خیلی تنبل و خسته شده بودم!و واقعا حالم داشت از این موضوع به هم میخورد!!!!://////

    این رو هم درک نمیکنم چرا اینقدر بعضیا یه سری چیز هارو نشدنی میدونن!!!(از این شانسا نداریم ما..این چیزارو تو خواب قراره ببینیم...!)یعنی چی واقعا؟نه واقعا یعنی چیییی؟؟!
    دلم میخواد بگم هدفت چیه از حرفات؟از منفی گری هات؟
    خانم عزیزی(معلمم) همیشه میگفت:اینکه فلان چیز نمیشه،صرفا از نظرِ تو، آیه قرآنه؟توی کدوم کتاب مقدس اومده؟!لطفا با خودت صادق باش!

    خلاصه که نکنیم این کار هارو!ممکنه حتی با این حرف ها تمامِ رویاها و اهداف یه نفر رو بسوزونیم...ولی متوجه نباشیم!
    البته که،هر کسی وظیفه خودش به گردن خودشه و باید از همه چیز اگاه باشه اما ممکنه ضربه ای به بارو های یه نفر بزنیم که سال ها طول بکشه تا اون طرف درستش کنه.
    نهایتا میتونیم نظری ندیم!نمیگم تو پله اول مثبت نگری کنیم.فقط میتونیم به جای نق زدن و منفی بافتن،هیچی نگیم!سکوت، اولین و بهترین کاره.
    تا اکتشافات بعدی بدرود^^

    • Barana
    • شنبه ۲۸ فروردين ۰۰

    To:R&A&Z

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Barana
    • پنجشنبه ۱۹ فروردين ۰۰
    نویسندگان