۳ مطلب با موضوع «زندگی،again» ثبت شده است

آخرین یک مـاه،کلاس اموزش رفتارِ حرفه ای

در یک ماه بعدی که باید کاملا استراحت میکردم،حتی توی مدرسه هم راه نمیرفتم و آب رو دوستام واسم میاوردن.
عصای من شده بود مایه تفریح و فایر فایر بازی کردن بچه ها.شرایطم،حتی جزو ده الویتی  که بهش فکر میکردم نبود.

  • نظرات [ ۲۱ ]
    • Barana
    • شنبه ۱۲ تیر ۰۰

    زندگی منتظر من نیست:نفس های تاریک تر

    یکی از چهارشنبه های دی بود.قراربود شنبه بریم پیش دکتر.قبلش پیشنهاد دکتر ام آر آی رو که توی برگه نتیجه آزمایش نوشته بود تو اینترنت سرچ کردم.Osteosarcoma...وقتی که پرسیدن چی نوشته،گفتم:یه عفونته.با یه دوره آنتی بیوتیک خوب میشه.

  • نظرات [ ۵ ]
    • Barana
    • دوشنبه ۷ تیر ۰۰

    من و سرطان بدخیمِ بافتِ استخوان..:)

    آبان ماه ۹۷(پایه نهم۹۸-۹۷)

    یه روز مثل همه ی روز های آخر آبان ماه،ساعت دو ونیم رفتم استادیوم.این مدت گرفتگی های عضلانی زیادی رو تحمل میکردم چون بدنسازی مناسبی نداشتم اما باید تمریناتو کامل انجام میدادم.دو و میدانی!

  • نظرات [ ۱۷ ]
    • Barana
    • جمعه ۴ تیر ۰۰
    نویسندگان