در یک ماه بعدی که باید کاملا استراحت میکردم،حتی توی مدرسه هم راه نمیرفتم و آب رو دوستام واسم میاوردن.
عصای من شده بود مایه تفریح و فایر فایر بازی کردن بچه ها.شرایطم،حتی جزو ده الویتی  که بهش فکر میکردم نبود.


ما سال بالایی بودیم.تقریبا تمام بچه های مدرسه منو میشناختن.یه وقتایی که از کلاس خسته میشدم و با کمک بچه ها میومدم تو حیاط همشون میومدن پیشم و ازم میپرسیدن:چرا عصا دستته؟پات شکسته؟منم به همشون میگفتم که اره پام شکسته.توضیح مسئله کار سختی بود.حتی به بعضی همکلاسیام اینشکلی توضیح میدادم که رباط صلیبی پای راستم آسیب دیده.

البته یه روزایی هم مثل وقتی که مجری المپیاد ورزشی مدرسه بودم برای اون دو ساعت عصامو کنار میزاشتم.اون موقع سال اوج بازدید هامون از هنرستان و دبیرستان های مختلف بود.مهم نبود با یه عصا چه قدر سخت یا اروم میشه راه رفت.من کاملا لذت میبردم!و البته دیوونه هایی که هم کلاسیم بودن،نمیذاشتن دقیقا چیزی بد بگذره.اونا حتی زحمت کول کردن منو هم میکشیدن.حتی وقتی نیاز نبود.

همه فراتر از حد تصوری که داشتم مهربون شده بودن.البته این عادیه.رویکرد رو به پایانشون و فکر اینکه شاید این یک ماهِ آخر باشه باعث میشد اونجوری باشن.من اونارو کاملا درک میکردم و بهشون حق میدادم که اونجوری باشن.

همه اون یک ماه با آرزوی سلامتی بقیه و مهربونیاشون و ترحم هاشون حتی تو کوچه و خیابون تموم شد.اما فهمیدم...من حتی اگه دم مرگ هم باشم به ترحم هیچ انسانی نیاز ندارم.مهم نیست شرایطم چه قدر سخته یا که سرطان تا چه حد پیشرفت کرده.ترحم شما کمک نمیکنه.حتی از ارزوی سلامتیشون هم متنفر بودم.اونا منظوری نداشتن اما تنفر من از این جمله:ایشالله شفا پیدا کنی. روز به روز بیشتر میشد.انسان است دیگر.

هیچوقت به ادم هایی مثل خودم نخواستم و نمیخوام که ترحم کنم.ما به ارزوی سلامتی هیچ کسی احتیاج نداریم.ما به مهربونی زیاد از حد کسی نیاز نداریم.لطفا حتی وقتی وضعمون رو به وخامته،جوری باهامون رفتار کنین که همیشه میکردین.مهربونیاتون فقط این حقیقتو پررنگ میکنه.
"تو به آخر نزدیکی!به خاطر همین باهات مهربونم"
قوی باش هم به درد کسی نمیخوره.فقط مثل قبل بهمون سلام کنید.همین که تغییری توی رفتارتون نباشه نود و نه درصد وظیفتون رو در رابطتتون در قبال همچین ادم هایی انجام دادید.ما به هیچ چیزی،جز صداقت،احتیاح نداریم.

 

امیدوارم هیچوقت تو زندگیتون کارهایی که برای یک نفر انجام دادید یا سختی هایی که براش کشیدید رودائما تکرار نکنید و اونو تو سرش نکوبید.

شرایط زندگی 10%ش دست ماست.اما نوع تفکرمون دربارش90% دیگه رو پوشش میده.

یافکرتونو درست کنین

یا هیچ کاری واسه هیچکس نکنید

حتی اگه اون کار ترحمه.